الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

252

تفسير مجمع البيان (فارسى)

همين روايت شده است ولى ديگران لترون بفتح خوانده‌اند . دليل : ابو على گويد : كسى كه لترونّ بضم تاء گفته ، پس رأى فعل متعدى بيك مفعول است مىگويى رأيت الهلال چنانچه مىگويى لبست ثوبك پس هر گاه فعل را با همزه نقل كردى مفعول ديگرى زياد شود مىگويى أ رأيت زيدا الهلال ، پس چون اين فعل را براى مفعول بنا كردى مىگويى ارى زيدا الهلال و همچنين لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ . لغات : الالهاء : رفتن بسوى لهو و غفلت گريست . و اللهو : منصرف شدن به طرف تمايلات و هواهاى نفسانى ، گفته مىشود لها يلهو لهوا و لهى عن الشيء يلهى ، و از آنست قول ايشان ، پس هر گاه چيزى به خدا اختيار شود از خدا غافل شده است . التكاثر : تفاخر بزيادى مناقب است ميگويند : تكاثر القوم آن گه كه مالشان را از راه مناقب و مفاخر خوانى بدست آورند . الزياره : آمدن مكانست مثل آمدن محل مألوف بدون اقامت ، زاره يزوره زيارة و از آنست زور تزوير آن گه خطّى تشبيه شود به اينكه خيال شود كه آن خط فلانى است و حال آنكه نباشد ، و المزوره از اين مادّه مشتق است ، و فرق بين نعيم و نعمه اينست كه نعمه مانند انعام است در متضمن بودن معناى منعم انعم انعاما و نعمه و هر دوى آنها موجب شكر است و نعيم چنين نيست ، زيرا كه آن از نعم نعيما است ، پس اگر اين را براى خودش كند هر آينه نعيمى است كه موجب شكر نميشود ، و امّا نعمه بفتح